ROMEO AND JULIET

 

Prologue to Act 1

The prologue tells the audience that this story will be about two prominent families of Verona, Italy, whose ancient feud is erupting anew and that a "pair of star-cross'd lovers" from these families will end the violence by ending their own lives....

ادامه نوشته

ترجمه فارسی یکی از اشعار شکسپیر بصورت آهنگین

FULL FATHOM FIVE

 Full fathom five thy father lies,

Of his bones are coral made;

Those are pearls that were his eyes:

Nothing of him that doth fade,

But doth suffer a sea-change

Into something rich and strange.

Sea-nymphs hourly ring his knell:

Ding-dong.

Hark! Now I hear them,-ding-dong bell.

 

 

لیک پدر خفته دریای عمیق است چنان

جنس مرجان می شود وی را استخوان

دیده هایش چون دو مروارید زیبا بوده اند

اعضای تنش نه در غرق آب پوسیده اند

لیک رنج از تغییر دریا دیده اند

گوهرین در گران گردیده اند

می نوازند دم به دم ناقوس مرگش حوریان

می آید کنون نغمه دینگ و دانگ زنگشان.

 

 

 

اندر حکایت هرساله نمایشگاه کتاب

ای کاش اینجا فقط کتاب یافت میشد اما...

معلوم نیست این خاله زنکها در این مکان مقدس چه میکنند ؟مگر قرار نیست اینجا فقط کتاب یافت شود؟

امان از این کتاب نخوانهای بی فرهنگ که نمایشگاه کتاب را با... اشتباه گرفته اند!

در میان غرفه های ناشران عمومی به دنبال کتاب نگردید فقط به فکر جان و مال و ...خود باشید.

کارت خرید کتاب هم که گفته بودم خودم هم نتوانستم تهیه کنم امیدوارم شما توانسته باشید.

در این نمایشگاه فقط یک روز را صرف پیداکرد غرفه ها خواهید کرد و این که کی کجاست. 

البته از حق نگذریم بعضی کتاب خوانهای انگشت شمار هم در این هیاهوی زننده در به در به دنبال کتاب و ناشران مورد نظر خود می گشتند تا بتوانند از لابلای این خیل عظیم بی هدف که فقط جو گیر شده بودند و رمانهای اسم قشنگ را می خریدند عبور کنند البته اگر دختر و پسرهای عزیزی که با دوست پسریا دوست دخترشان دست در بغل هم در حال قدم زدن بودن اجازه می دادند تا ایشان هم به کار اصلی خود در این نمایشگاه یا بهتر بگویم مصلی !!!!!بپردازند.

خلاصه مکبث اثر شکسپیر

سردار مکبث Macbeth و سردار بانکو Bancuo پس از شکست سپاهیان نروژی و در راه بازگشت به اسکاتلند با جادوگران و ساحران روبرو می شوند که از آینده خبر می دهند و ...

ادامه نوشته

کلمات و جملات کاربردی در کلاسهای زبان

گاهی اوقات  معلم در سر کلاسهای زبان از کلمات و جملاتی  استفاده می کند که اگر زبان آموز با آنها آشنایی بیشتری داشته باشد  میتواند مطالب را بهتر بفهمد و یا از این جملات در مکالمه و پرسشهای خود استفاده کند .

در اینجا به تعدادی از این کلمات و جملات برای آشنایی بیشتر  اشاره شده است.

کلمات بیشتری را اضافه کنید.

Add more words.

آیا این گفته ها صحیح یا  اینکه غلط هستند؟

Are the statements right or wrong?

سوالاتتان را بپرسید

Ask questions.

 

 

می توانم کمک  کنم ؟

Can I help?

لطفا, می شود پنجره را باز کنم ؟

Can I open the window, please?

می توانم به فارسی بگویم ....؟

Can I say it in (Farsi ...)?

پاسخهایتان را کنترل کنید

Check your answers.

دو سوال انتخاب کنید

Choose two questions.

اطلاعاتی درباره .... جمع آوری کنید.

Collect information about...

عکسها را رنگ آمیزی کنید.

Colour the picture.

کلماتتان را با (بغل دستی یادوستتان) مقایسه کنید.

Compare your words with your partner.

جملات را با استفاده از کلمات  متن کامل کنید.

Complete the sentences with words from the text.

متن را کامل کنید.

Complete the text.

از روی جدول بنویسید. (کپی برداری کنید)

Copy the chart.

جملات را به ترتیب درست بنویسید. (جملات را مرتب کنید)

Write the sentences in the right order.

اشتباهات را تصحیح کنید.

Correct the mistakes.

جملات اشتباه را تصحیح کنید.

Correct the wrong sentences.

متن را به پنج بخش تقسیم کنید.

Divide the text into five parts.

آیا با این ....... موافقید؟

Do you agree with ...

یک اتاق بکشید.

Draw a room.

توضیح بدهید ......

Explain...

کلمات را در جای صحیح قرار بدهید.

Fill in the right words.

برای خودتان یک یار پیدا کنید. ( منظور از پار و دوست ؛ کسی است که بتوانید در سر کلاس از بین همکلاسی ها او را برای تمرین زبان انتخاب کنید)

Find a partner.

دلایل  یا علت ها را پیدا کنید

Find arguments.

جوابهای سوالات را پیدا کنید

Find the questions to the answers.

داستان را تمام کنید.

Finish the story.

دلایل خوبی برای نظراتتتان ارائه بدهید.

Give good reasons for your opinions.

حدس بزنید .....

Guess...

داستان, ممکن است به چه صورتی ادامه پیدا کند؟

How might the story go on?

تصور کنید که .....

Imagine...

به سی دی گوش کنید.

Listen to the CD.

به تصاویر نگاه کنید.

Look at the pictures.

یادداشت برداری کنید.

Make notes.

 چندجمله بسازید.

Make some  sentences.

مکالمات بیشتری با دوستتان انجام دهید.

Make up more conversations with a partner.

بخشهای جمله را با یکدیگر تطبیق بدهید.

Match the sentence parts.

جملات را با سوالات تطبیق دهید.

Match the sentences to the questions.

این (کلمه یا جمله ) به انگلیسی چه می شود؟

What's this in English?

صفحه 25 کتابتان را باز کنید

Open your textbook at page 25.

افعال صحیح را (درجای خالی ) قرار دهید.

Put in the right verbs.

جملات را مرتب کنید .

Put the sentences in the right order.

افعال را در گروه صحیحی قرار بدهید.

Put the verbs in the right groups.

بلند بخوانید.

Read out loud.

بخاطر داشته باشید ... یا  یادتان نرود ...

Remember...

ببخشید, من تکالیفم را نیاورده ام.

Sorry, I haven't got my homework.

فرض کنید که ....

Suppose...

 

برگرفته از سایت استا د حبیب الماسیان به آدرس: http://zabanamozan1.persianblog.ir

Dr SIGMUND FREUD DISCOVERS THE SEA SHELLتوضیح شعر:

Science, that simple saint…

rosary of perfect answers

...

 

ادامه نوشته

TEACHER'S DAY

Congratulation teacher's day to all my teachers and professors and thanks all my

students who congratulated me this day.

 

مكتب‌هاي ادبي

كلاسيسيسم

رمانتيسم

رئاليسم

 و ...

ادامه نوشته

داستان کوتاه-SHORT STORY

Unconditional Love

 

motivating story


A story is told about a soldier who was finally coming home after having fought in Vietnam. He called his parents from San Francisco.

"Mom and Dad, I'm coming home, but I've a favor to ask. I have a friend I'd like to bring home with me."

"Sure," they replied, "we'd love to meet him."

"There's something you should know the son continued, "he was hurt pretty badly in the fighting. He stepped on a landmine and lost an arm and a leg. He has nowhere else to go, and I want him to come live with us."

"I'm sorry to hear that, son. Maybe we can help him find somewhere to live."

"No, Mom and Dad, I want him to live with us."

"Son," said the father, "you don't know what you're asking. Someone with such a handicap would be a terrible burden on us. We have our own lives to live, and we can't let something like this interfere with our lives. I think you should just come home and forget about this guy. He'll find a way to live on his own."

At that point, the son hung up the phone. The parents heard nothing more from him. A few days later, however, they received a call from the San Francisco police. Their son had died after falling from a building, they were told. The police believed it was suicide. The grief-stricken parents flew to San Francisco and were taken to the city morgue to identify the body of their son. They recognized him, but to their horror they also discovered something they didn't know, their son had only one arm and one leg.

 

The parents in this story are like many of us. We find it easy to love those who are good-looking or fun to have around, but we don't like people who inconvenience us or make us feel uncomfortable. We would rather stay away from people who aren't as healthy, beautiful, or smart as we are. Thankfully, there's someone who won't treat us that way. Someone who loves us with an unconditional love that welcomes us into the forever family, regardless of how messed up we are.

 

 

عشق بدون مرز

 

داستان در مورد سربازیست که بعد از جنگیدن در ویتنام به خانه  بر گشت. قبل از مراجعه به خانه از سان فرانسیسکو با پدر و مادرش تماس گرفت.

" بابا و مامان" دارم میام خونه، اما یه خواهشی دارم. دوستی دارم که می خوام بیارمش به خونه.

پدر و مادر در جوابش گفتند: "حتما" ، خیلی دوست داریم ببینیمش.

پسر ادامه داد:"چیزی هست که شما باید بدونید. دوستم در جنگ شدیدا آسیب دیده. روی مین افتاده و یک پا و یک دستش رو از دست داده. جایی رو هم نداره که بره و می خوام بیاد و با ما زندگی کنه."

"متاسفم که اینو می شنوم. می تونیم کمکش کنیم جایی برای زندگی کردن پیدا کنه.

"نه، می خوام که با ما زندگی کنه."

پدر گفت: "پسرم، تو نمی دونی چی داری می گی. فردی با این نوع معلولیت درد سر بزرگی برای ما می شه. ما داریم زندگی خودمون رو می کنیم و نمی تونیم اجازه بدیم چنین چیزی زندگیمون رو به هم بزنه. به نظر من تو بایستی بیای خونه و اون رو فراموش کنی. خودش یه راهی پیدا می کنه."

در آن لحظه، پسر گوشی را گذاشت. پدر و مادرش خبری از او نداشتند تا اینکه چند روز بعد پلیس سان فرانسیسکو با آنها تماس گرفت. پسرشان به خاطر سقوط از ساختمانی مرده بود. به نظر پلیس علت مرگ خودکشی بوده. پدر و مادر اندوهگین، با هواپیما به سان فرانسیسکو رفتند و برای شناسایی جسد پسرشان  به سردخانه شهر برده شدند. شناسایی اش کردند. اما شوکه شدند به این خاطر که از موضوعی مطلع شدند که چیزی در موردش نمی دانستند. پسرشان فقط یک دست و یک پا داشت.

پدر و مادری که در این داستان بودند شبیه بعضی از ما هستند. برای ما دوست داشتن افراد زیبا و خوش مشرب آسان است. اما کسانی که باعث زحمت و دردسر ما می شوند را کنار می گذاریم. ترجیح می دهیم از افرادی که سالم، زیبا و خوش تیپ نیستند دوری کنیم. خوشبختانه، کسی هست که با ما اینطور رفتار نمی کند. بدون توجه به اینکه چه ناتوانی هایی داریم.

مهارتهاي ارتباطي گويندگان اخبار

آيا شما گوينده خبر هستيد؟ آيا اين مهارت را بخشي از ميراث ذاتي وجود خود
مي دانيد؟ يا گوينده بودن را ناشي از آموزش و تمرين وممارست مي دانيد؟ آيا خود را
نابغه اي در كار گويندگي مي دانيد كه هيچ يك ديگر از همكارانتان به گرد پايتان
نمي رسند؟ يا خود را يك گوينده معمولي و حتي ضعيف مي شماريد؟
هر كدام از اينها كه باشد،خوب است دقايقي را براي مرور برخي مهارتهاي ويژه
.در كار گويندگي اختصاص دهيد
ادامه نوشته

گرامر زنانه-Female Grammar

Female Grammar

Men's speech and women's speech ...

ادامه نوشته

رابطه زبان آموزی و سن

Can older adults successfully learn foreign languages? Recent research is providing increasingly positive answers to this question. The research shows that:

  • there is no decline in the ability to learn as people get older;
  • except for minor considerations such as hearing and vision loss, the age of the adult learner is not a major factor in language acquisition;
  • the context in which adults learn is the major influence on their ability to acquire the new language.
ادامه نوشته

روشهای نوین تدریس درس انگلیسی

Teaching techniques

 

Here are some tips to help you on your teaching experience...

ادامه نوشته