- اِدموند اِسپِنسر(1599-1552)
كار او بعداً سبب انعكاس شرايط قوي پروتستاني دانشگاه كمبريج شد جايي كه كشيشان محبوبي چون" كارت رايت" شروع به بياعتبار نشان دادن آن كرده بودند. رابطه دوستي اسپنسر با "گابريلهاروي" استاد دانشگاه، انسان گراي واقعي، مقاله نويس وبسیار عجيب و غريب، در كمبريج رقم خورد. بعضي مكاتبات بين اسپنسر و هاروي در سال 1580 نشان ميدهد كه آنها هر دو در زمينه قراردادهاي شعر و قافيه پردازي و كميت شعر تجارب و ايدههاي همسو و مشتركي داشتهاند. ميتوان گفت اسپنسر در زمينه شعر نقشههاي جاه طلبانهاي در سر داشته است. اسپنسر پس از كسب درجه كارشناسي و كارشناسي ارشد در سال 1576 از كمبريج به درجات مختلف حکومتی منصوب شد كه از آن جمله ميتوان به موارد زير اشاره كرد:
موقعيتهايي چون خدمت به مردان برجسته انگليسي از جمله دكتر "جان يونگ"،" اسقف راچستر"،" كنت ليچستر"، مورد توجه ملكه بودن،" لرد گري"، لرد قائم مقام ايرلند و...
در طول خدمت در "ليچستر" بود كه با مردان بزرگي چون" سيدني" و
" سر ادوارد داير" دو تن از ملا زمان و درباريان انگليسي كه سهم عمدهاي در ترقي و گسترش شعر جديد انگليسي داشتند آشنا شد. سهم اسپنسر به تنهايي در اين حركت رو به رشد چاپ "تقويم شبانان"[1] و اهدا آن به فيليپ سيدني در سال 1579 بود. تقويم شبانان از دوازده بخش تشكيل شده كه هر بخش نشان دهنده يك فصل از سال است.
بخشهاي چوپاني از نوع كلاسيك است و قبلاً توسط افرادي چون ويرژيل نشان داده شده بود. اما آنچه كه اسپنسر به نمايش گذاشته محاورات ساده و مورد پسند عامه بين چوپانان است كه عادات و رسوم و احساسات ساده خويش را ابراز ميكنند. او در واقع با اين قطعات چوپاني يا به عبارتي شباني ساده خواسته جهان واقعي را آنطور كه بايد باشد به نقد بكشد بنابراين ناخودآگاه شعر او نوعي شعر هزلي اما تعليمي شده است.
تقويم شبانان به روايت مفسر آن "E.K " به سه بخش عمده تقسيم ميشود:
شكوه آميز، تفريحي و اخلاقي- در بخشهاي اخلاقي كه نقطه اوج و پاياني است ماه اكتبر را نشان ميدهد. در آنجا خواننده با درگيريهاي شاعر و مشكلات شعر در زندگي مدرن و مسئوليتهاي شاعر در زمان كه در واقع موضوع اصلي تقويم شبانان است سروكار دارد. يكي از نكاتي كه امروزه براي خوانندگان آثار اسپنسر مشكل ايجاد ميكند استفاده وي از زبان آركئيكي يا انگليسي قديمي است كه نياز به مطالعه بسيار دارد.
تقويم شبانان 13 نوع وزن دارد؛ سه نوع چهاربيتي؛ سه نوع چهار خطي؛ سه نوع شش خطي و حتي بخشهاي هشت، نه و ده خطي كه بعضي از ابداعات اسپنسر است و بعضي هم بوده و اسپنسر خود را با آن منطبق كرده است. ميتوان گفت: وزن و قافيه غزل اسپنسري از هر نوع ديگري در آن سالها غنيتر بوده. بارزترين نوع اين انطباق را با نوع ايتاليايي آن ميتوان در Prothalamion [2] و [3]Epithalamion و بخشهاي نه خطي آن را در
The Faerie Queene" "[4] يافت. اسپنسر را ميتوان شاعر شعرا ناميد چرا كه بسياري از شعراي بعد از او قافيه پردازي را از وي آموختند. سال بعد از چاپ تقويم شبانان او به ايرلند رفت تا" لرد گري" را ملاقات كند و بجز دوبار بازگشت به لندن مابقي عمر خود را در ايرلند گذراند و اثر حماسي و رمانتيك "ملكه پريان" را به انجام رساند. پس از انتشار اين اثر بود كه خيليها وي را ملكهي شعرا در زمان خودش شناختند. در سال 1595 يك جلد از اشعارش تحت نام "[5]"Complaints كه مجموعهاي از جوابيههاي شباني به تقويم شبانان بود را به چاپ رساند. بعد از آن مجموعههاي غزليات Amoretti"" و "سرود مبارك باد" و شماره هاي بعدي ملكه پريان را به انجام رساند.
در نيمه دوم دهه، ايرلند بر اثر جنگ از هم گسيخته و قلعهي اسپنسر ويران شد و او را به انگلستان فرستادند.
در 13 ژانويه سال 1599 بود كه در" وست مينستر" در گذشت و او را در قطعه هنرمندان كليساي وست مينستر در كنار معشوقه اش" چاسر" به خاك سپردند.
اسپنسر را بايد نابغه ای پيچيده دانست كه در غالب آدمهاي عادي
نميگنجد. او شديداً تحت تأثير فلسفهي افلاطوني رنسانس بود اما هميشه يك نمونه عملي زميني به حساب ميآيد. او يك عاشق و تجسم كننده زيبايي و به شدت مدافع اخلاقيات است. پروتستانی واقعي که تا آخرين لحظه عمرش پروتستان باقي ماند.
كليساي كاتوليك از ملكه پريان ايراد گرفت و خواندن آن را گناه
دانست(شايد چون نويسنده آن يك پروتستان بود). در اشعار كتاب 5 ملكه پريان او نگاهي به عقب مياندازد و جهان زمان خودش را با دنياي عتيق مقايسه ميكند در اين مقايسه نه چندان مورد پسند، او با گذشته هم خواني ندارد و هر چند كه زبانش همچون چاسر قديمي است اما بيشتر با" ميلتون" نزديكی دارد كه تقريباً 9 سال بعد از مرگ او به دنيا آمد. ميلتون، اسپنسر را يك مسيحي انسان گرا و شاعری پيامبرگونه درادبیات انگليس ميداند.
2- شعری که برای عروسی و تعریف و تمجید عروس و داماد سروده میشود
"THEE ALONE I PRAY"