- فرانسيس بيكون (1626-1561)
- فرانسيس بيكون (1626-1561)
فرانسيس بيكون فيلسوف و نويسنده بزرگ انگليسي از اركان اصلي ادبيات انگليس به شمار ميرود. وي لقب "پدر فلسفه جديد" را از آن خود كرد و مبناي فلسفهي قديم را متزلزل ساخت. پدر وي از نجباي انگلستان بود كه نسب مهردار سلطنتي كه از مشاغل بسيار مهم آن كشور بود را داشت و از سياسيون فكور و وكلاي مبارز روزگار خويش به شمار ميرفت در آن روزگار كه هنوز زنان به دانش پژوهي دل نبسته بودند مادر وي به زبان لاتين و ايتاليايي مسلط بود و اين براي فرانسيس جوان موهبتي بود كه در
خانوادهاي اهل علم و دانش پرورش يابد و در سن 13 سالگي وارد آكسفورد شد. اما از علوم كهنه و قديمي آن متنفر شد و به لندن بازگشت. او در سن 15 سالگي در جرگه وكلاي ديوان دادگستري وارد شد.
اما به خدمت سفير انگلستان در پاريس رفت و در سير احوال مردم و مشاهدهي آنجا بر تجربه و دانش خويش افزود. با مرگ پدر و كافي نبودن ارثيه به جا مانده از او مجبور شد به مطالعه و فراگرفتن حقوق مدني و جزائي بپردازد و در سال 1582 جزء وكلاي رسمی ديوان دادگستري پذيرفته گشت.
دو سال پس از آن از نمايندگان مجلس مبعوثان شد اما مخالفت وي با لايحه ازدياد ماليات سبب دشمني ديگران و ملكه اليزابت با وي گشت. در زمان روي كار آمدن جيمز اول بسيار محبوب شد و به عضويت شوراي عالي سلطنتي رسيد و مقامات مهمتري را نيز از آن خود كرد از جمله منصب مهرداري مخصوص، رياست ديوان دادگستري، لقب لردي و ويكتونتي كه از القاب بسيار مهم انگلستان است مفتخر گرديد. در اوج سربلندي و شكوه به دليل دشمنيها و حسادتها به اخذ رشوههاي بيشمار محكوم گشت و علي رغم اينكه خود را از هر گناهي مبرا ميدانست محكوم شد و تمامي مناصب خود را از دست داد و در برج لندن زنداني شد. اما كمي بعد تبرئه شد و گوشهگيري و انزوا اختيار كرد و در سال 1626 در اثر يكي از آزمايشات علمي در گذشت.
بيكون به همه علوم و فنون نظر داشت و معتقد بود كه هدف اصلي و منظور غائي فلسفه چيزي جز طبقه بندي و توسعهي دانش بشري نيست و توجهي به تحقيق در كيفيت دانش و حقيقت نداشت. وي ميخواست كه يك فلسفهي طبيعي كه عبارت از مجموعهي آثار و تجليات طبيعت و متكي بر تجربه و آزمايش باشد به جهان دانش بدهد و به همين خاطر از يك سو با افلاطونيان مخالف گشت و از سوي ديگر از مكتب ارسطو و تحقيقات شاگردان وي و دسته كلاسيون دوري جست. او معتقد بود كه هدف اصلي علم چيزي جز فايده وسود علمي نيست و آدمي ميبايست بر طبيعت تسلط يابد. بيكون با آنچه كه آنرا "پيشدستي بر طبيعت" ميناميد مخالفت شديد داشت و ميگفت علوم با اعمال تصور و ذوق كاري ندارد و براي فهم و پي بردن به طبيعت تنها بايد حقايق مشهود و تجربه شود و از روي اين حقايق مسلم نسبت به طبيعت نظر كلي داد.
آثار بيكون:
اكثر آثار مهم او به زمان لاتين ميباشد چرا كه او معتقد بود تنها زباني است كه توانايي بیان مقاصد فلسفي را دارد:
رساله معروف به ذيل- مقالات- تاريخ سلطنت هنري هفتم- آتلانتيس جديد-
"THEE ALONE I PRAY"